همه‌چیز از زمزمه‌ی طلایی یک سؤال آغاز شد:«خواستن یعنی چه؟»
و چرا سال‌ها خواستن را با حسرت کشیدن یکی دانسته بودم؟اسفندماه ۱۴۰۴، اندکی پس از ورود به پنجاه‌وشش سالگی، این سؤال مسیر زندگی مرا دگرگون کرد و سرآغازی برای تولدی دوباره شد.از کودکی شیفته‌ی هنر خوشنویسی بودم و ساعت‌های بسیاری را به تمرین خطوط اسلامی، به‌ویژه خط زیبای ثلث، اختصاص می‌دادم. در سال ۱۳۶۹، به دنبال علاقه‌ام به هنرهای تجسمی و گرافیک، در دوره‌های آزاد جهاد دانشگاهی تهران شرکت کردم.
کمی بعد، هم‌زمان با ورود نخستین رایانه‌های خانگی به ایران در سال ۱۳۷۰، فعالیت حرفه‌ای خود را در حوزه‌ی گرافیک کامپیوتری آغاز کردم و به‌صورت تخصصی با نرم‌افزارهایی همچون CorelDRAW و Adobe Photoshop به خلق آثار گرافیکی پرداختم.
سال‌های بسیاری از زندگی حرفه‌ای من در مسیر ارائه‌ی خدمات گرافیک و طراحی گذشت؛ اما در سال‌های اخیر احساس کردم زمان آن رسیده است که نگاه تازه‌ای به هنر، معنا و رسالت شخصی خود داشته باشم.

پس از تأمل در مفهوم «خواستن»، خداوند مسیر جدیدی را پیش روی من گشود. آشنایی با استادی فرهیخته، جناب استاد محمد بصیری، نقطه عطفی در زندگی من شد و افق‌های تازه‌ای را به رویم گشود. با سپاس و احترام فراوان از ایشان یاد می‌کنم؛ انسانی ارزشمند که تأثیری ماندگار بر مسیر فکری و هنری من گذاشتند.
امروز، پس از پشت سر گذاشتن دوره‌ای از رشد، تغییر و تحول، رسالت خود را در پیوند میان هنر، معنا و هویت یافته‌ام.
حاصل سال‌ها تجربه در خوشنویسی، طراحی گرافیک و شناخت هنر ایرانی، رویکردی است که اکنون در قالب خلق آثار دکوراتیو، طراحی هویت بصری و اجرای پروژه‌های هنری ارائه می‌کنم.
باور دارم هر اثر هنری می‌تواند حامل پیامی ماندگار باشد؛ پیامی که زیبایی محیط را با معنا و هویت در هم می‌آمیزد.خوشحالم که در این مسیر، همراه شما هستم تا با همکاری یکدیگر، آثاری متمایز، اثرگذار و ماندگار برای فضای زندگی، کسب‌وکار و برند شما خلق کنیم.با سپاس از توجه و همراهی شما :
سعید پونکی